تبليغاتX
غریب آشنا

غریب آشنا

فقط بخاطر تو!

 

آخه من هیچی ندارم که نثار تو کنم

تا فدای چشمای مثل بهاره تو کنم

می درخشی مثل یک تیکه جواهر توی جمع

من می ترسم عاقبت یه روز قمارت بکنم

من مثل شبای بی ستاره سرد و خالیم

خوب می ترسم جای عشق غصه رو یار تو کنم

تو مثله قصه پر از خاطره هستی

نمی خوام من بی نشون تو رو نشونه دارت بکنم

تو که بی قرار دیدن شب و ستاره ای

مثل دیدن ستاره بی قرارت بکنم

مثله دریا بی قراری نمی تونی بمونی

من چرا مثله یه برکه موندگارت بکنم

آخه من هیچی ندارم که نثار تو کنم

تا فدای چشمای مثل بهاره تو کنم

تو خودت بگو که من بمونم یا برم

آخه من هیچ نمی خوام که غصه دارت بکنم

 

(اینو تقدیم میکنم به عزیزترینمعلی)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/27ساعت 3:41  توسط ساغر و علی  | 

شما بگید چیکار کنم؟

اگه یه نفر رو خیلی دوست داشتید بخاطر رضایت اون هر کاری رو می کنید حتی اگه اون کار رو دوست ندارید

مثلا حرف زدن در مورد موضوعی...؟

منتظرم هرکی بلده دستاش بالا...

شلوغ نکنین یکی یکی بگین بشنوم

ممنون از همتون...

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/25ساعت 12:4  توسط ساغر و علی  | 

عشق

عشق با روح شقايق زيباست

عشق با حسرت عاشق زيباست

عشق با نبض دقايق زيباست

عشق با زهر حقايق زيباست

 


 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/11ساعت 21:46  توسط ساغر و علی  | 

هوار

آهای ...مردم دنیا

هوار می زنم...

داد می زنم ...

گوش فلک رو پر می کنم...

چرا؟!

خوب برای اینکه بگم من ساغرم رو خیلی دوست دارم

دلمم  خیلی براش تنگ شده...

آهای مردم دنیا...

دوسش دارم

آهای...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/09ساعت 11:19  توسط ساغر و علی  | 

آغاز

خیلی جالبه دو تا دل یکی ایران یکی آمریکا هر دو با هم پیوند می خورن با هم دوست می شنن و یکی برای یکی می میره

برای اینکه به هم نزدیک تر باشن وب می زنند مشترک

یکی ساغره یکی علی

همدیگه رو خیلی دوست دارن

جالبه نه...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/08ساعت 14:21  توسط ساغر و علی  | 

آشنایی

سلام به دوستای گلمون

من و علی نویسنده  این وبلاگ هستیم

خوشحال میشیم که بهمون سر بزنید و نظرتون رو راجع به وبلاگمون بگین

من و علی هر هفته آپ میکنیم یعنی مثلا من امروز آپ میکنم و علی هفته بعد همین روز آپ میکنه

اگر هم تونستیم زودتر آپ میکنیم

دوستون داریم

موفق باشید

فعلا بایییییییی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/07ساعت 16:8  توسط ساغر و علی  |